امروز پنجشنبه ۹۶/۱/۱۰

خاطرات شهید مصطفی احمدی روشن

شهید احمدی روشن نه ماه رفت و آمد تا استخدامش کردند. توی همین رفت و آمدها به سایت نطنز گاهی می آمد پیش ما. کنار خوابگاه خانه اجاره کرده بودیم. یک شب، تا ساعت 2 با مصطفی سر مسائل سیاسی روز بحث می کردم. نمی دانم چطور شد که بحثمان کشید به هسته ای. برایم عجیب بود که چرا مصطفی می خواهد برود نطنز. آن وقت ها از صد نفر بچه ها یک نفر هم نمی رفت آنجا. نه پستی بود نه مقامی، نه حقوق بالایی. عوضش دوری بود و غربت و سختی رفت و آمد. حتی حرفش بود که اسرائیل می خواهد مراکز هسته ای مان را بمباران کند. مصطفی آن شب گفت «...می دونم راهی که دارم می رم ممکنه ختم به شهادت بشه.»


يادگاران، جلد 22 كتاب شهيد مصطفي احمدي روشن ، ص 34 

 

مقام معظم رهبری:

حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی و تجلیل شایسته از شهدای بزرگوار برترین کار ماست.

حضرت امام خمینی (ره) :

ما اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدیم.