امروز پنجشنبه ۹۶/۱/۱۰

خاطرات سردار شهید شهید یوسف کلاهدوز

همیشه به او اصرار می كردم كه مسلح باش و او نمی پذیرفت، تا یك روز كه برای او دلیل آوردم. گفتم: «‌تو دیگر خودت نیستی. تو یكی از مسئولان این مملكتی و باید زنده بمانی. در تمامی صحنه های دوران انقلاب، حضوری فعال داشت. پس از ورود حضرت امام (ره) به وطن، یكی از فداییان امام بود و شبانه روز با محل استقرار ایشان ارتباط داشت. كارهایش را در حالی انجام می داد كه هنوز لباس گارد بر تن داشت .
اطرافیان اصرار می كردند: «‌این لباس را از تن درآور، ممكن است مردم خشمگین به خاطر این لباس تكه تكه ات كنند. » ولی او كه فدایی اسلام بود، از شهادت در راه انجام وظیفه ابایی نداشت. خود را نمی دید و با این كه ممكن بود مردم او را به عنوان نیروی گارد از بین ببرند، می گفت: « من در این لباس بهتر می توانم وظیفه ام را انجام دهم. باید این لباس را بپوشم تا كارگردانان رژیم طاغوت فكر نكنند ارتش با آنهاست. من این لباس را می پوشم تا همه ارتشیها بدانند كه یك عضو ارتش شاه می تواند فدایی امام و اسلام باشد. »
در گرماگرم مبارزه، دقت نظری داشت كه دیگران كمتر داشتند. با فروتنی و به مخاطره انداختن جان خویش درصدد الگوسازی و تردید زدایی بود.


شهید یوسف کلاهدوز
کتاب هاله‌ای از نور، ص64

 

مقام معظم رهبری:

حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی و تجلیل شایسته از شهدای بزرگوار برترین کار ماست.

حضرت امام خمینی (ره) :

ما اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدیم.