امروز جمعه ۹۵/۱۱/۱

آن روز شهیدی پیدا کردیم که قمقمه اش پر بود از آبی زلال و گوارا

 

یکی از سربازهایی که در تفحص کار می کرد، آمد پهلویم و با حالت ناراحتی گفت: «مادرم مریض است» گفتم:«خوب برو مرخصی انشاالله که زودتر خوب شود برو که ببریش دکتر و درمان ...» گفت :«نه به این حرف ها نیست. می دونم چه طور درمانش کنم و چه دوایی دارد؟»
آن روز شهیدی پیدا کردیم که قمقمه اش پر بود از آبی زلال و گوارا.
با اینکه بیش از ده سال از شهادت او گذشته بود، قمقمه هم چنان آبی شفاف و خوش طعم داشت. ده سال پیش در فکه زیر خروارها خاک و حالا کجا.
بچه ها هرکدام جرعه ای از آب به نیت تبرک و تیمن خوردند و صلوات فرستادند. آن سرباز رفت به مرخصی و چند روز بعد شادمان برگشت. از چهره اش فهمیدم که که باید حال مادرش خوب شده باشد.
گفتم: «الحمدالله مثل این که حال مادرت خوب شده و دوا و درمان مؤثر واقع شده ...». جا خورد نگاهی انداخت و گفت: «آقا سید نه دوا و درمان مؤثر نبوده، راه اصلی اش را پیدا کردم». تعجب کردم. نکند اتفاقی افتاده باشد گفتم:«پس چی؟» گفت:«چند جرعه از آب قمقمه ی آن شهید که چند روز پیش پیدا کردیم، بردم تهران و دادم مادرم خوردم به امید خدا خیلی زود حالش خوب شد. اصلاً نیتم این بود که برای شفای او جرعه ای از آب فکه ببرم....

منبع: کتاب تفحص، صفحه:156

 

مقام معظم رهبری:

حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی و تجلیل شایسته از شهدای بزرگوار برترین کار ماست.

حضرت امام خمینی (ره) :

ما اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدیم.