امروز دوشنبه ۹۶/۷/۳

سال ها از انجام عملیات والفجر شش در منطقه دهلران می گذشت و هنوز پیکرهای پاک و مطهر شهدا، مظلومانه در پستی و بلندی های آن خطه، بر قداست محیط رزم و دفاع مقدس گواهی می دادند. این بار گروه تفحص لشکر 25 کربلا را فرمانده یکی از گردان های عملیاتی دوران جنگ همراهی می کرد. طبق راهنمایی ایشان و نقشه ی منطقه، به طرف پاسگاه مرزی عراق روانه شدیم که در آن جا تعدادی از رزمندگان اسلام به شهادت رسیده و مدفون شده بودند. در مسیر راه لنگه های پوتین ها و تکه های لباس و وسایل رزمی ای به چشم می خورد که حکایت از درگیری شدید میان نیروهای متجاوز بعثی با مدافعین غیور ایرانی داشت. به محل مورد نظر رسیدیم مشغول به تفحص دقیق شدیم. چند ساعتی می گذشت ولی هنوز از امانت های غریب و آرام خانواده های چشم به راه خبری نبود. بدن ها خسته بود و دل ها شکسته. هر کس در لاک تنهایی به ذکر مشغول بود. کم کم ناله های جان سوز توسل به بی بی فاطمه (س) بالا گرفت. بهترین زمینه برای خواندن دعای توسل فراهم شده بود. اشک های گرم و غلطان بچه ها، آه برآمده از دل های سوزان و متوسل آنان را، به تماشا می گذاشت.
صبح فردا، قبل از شروع کار، یکی از افراد گروه، شروع به بازی کردن با سیم تلفنی کرد که سر از خاک برآمده بود. وقتی کمی از سیم را بیرون کشید، تکه هایی از لباس که به آن بسته بود، نمایان شد. وقتی کمی دقت کرد متوجه شد لباس سبز سپاه است. بی مهابا فریاد کشید: «شهدا، شهدا، این جا هستند، بیایید». خدا می داند انگار که تکه ای از خلعت سبز پوشیده بر ضریح معصومین را دیده باشیم، سراسیمه مشغول حفر و تفحص شدیم. چند متری که کندیم، پیکر 9 شهید، که با دست های سیم پیچی شده زنده به گور شده بودند را یافتیم. بعد از تفکیک پیکرهای نازنین آن ها، خدا را شکر کردیم که دست خالی برنمی گردیم. هنگام برگشت، علی رغم احتیاط زیاد، متأسفانه مؤثرترین عضو گروه تفحص، که همان فرمانده گردان عملیات والفجر6 بود، پایش بر روی مین گوجه ای (ضد نفر) قرار گرفت و مجروح شد.


راوی: ابوالفضل عموزاد_ بهشهر


منبع: ماهنامه سبزسرخ، شماره مجله:15، تاریخ:2/1381

 

مقام معظم رهبری:

حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی و تجلیل شایسته از شهدای بزرگوار برترین کار ماست.

حضرت امام خمینی (ره) :

ما اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدیم.

 

logo-samandehi